برگشت

 سفر

 

عشق من ! در سفر عشق ،خطر بايد کرد

سينه را بر سر مقصود ،سپر بايد کرد

 

از شب و ظلمت و از ظلم نبايد ترسيد

تا به خورشيد فقط ذکر سحر بايد کرد

 

به حساب دل از اين راه خبر بايد داشت

و جهان را هم از اين راز خبر بايد کرد

 

تيغه درد اگر از رگ و جان داشت گذر

عاقبت از لبه تيغ گذر بايد کرد

 

موج در موج اگر شاهد دريا باشی

قطره قطره به دل سنگ اثر بايد کرد

 

از سفر جز هنر عشق نبايد آموخت

از دل خود به دل دوست سفر بايد کرد

 

يار من ! چرخ به دلخواه نخواهد چرخيد

تا بدانی به چه تدبير هنر بايد کرد

 

فتح اين قلّه آزاد به آسانی نيست

عشق من در سفر عشق خطر بايد کرد